<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>Openminder بر وزن Oppenheimer</title>
<link>https://supermind.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 28 Aug 2026 21:06:55 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>پست ۳۷</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/40</link>
<description>سلااام بسسه هااا (بچه هااا) کتاب کوین اولری رو تموم کردم، خیلی خوب نبود، الان کتاب استیون هاوکینگ رو شروع کردم؛ پاسخ های کوتاه به پرسش های اساسی فرندز رو هم دارم میبینم، فصل ۲ ام، دوسش دارم دیروز ۵۰ هزارتومن شاخص s&amp;p500 خریدم:) فک کنم محتویاتم داره خیلی غیرجذاب میشه واسه بقیه، فقط حکم دفترچه خاطرات رو داره برام شاید یه وبلاگ دیگه بعدا زدم و بیشتر واسه بقیه محتوا گذاشتم</description>
<pubDate>Fri, 28 Aug 2026 21:06:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/40</guid>
</item>
<item>
<title>پست ۳۶</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/39</link>
<description>دارم دوباره توی بورس عرضه اولیه ها رو میخرم، که بلند مدت نگه دارم، یکی از نمادهایی که از سال ۹۷ یا ۹۸ خریده بودم تا الان ۱۰ برابر شده! تازه اون عرضه اولیه هم نبود یکم دانش فاندامنتالم بهتر بشه شاید علاوه بر عرضه اولیه، نمادهای ديگه هم که پتانسیل رشد خوبی دارن بخرم فعلا اتفاق هیجان انگیز دیگه ای توی زندگیم نمیوفته، بقیش چالشه با همسر و بحثای جهیزیه فرندز هم دارم نگاه میکنم، آخرای فصل اولم</description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2026 11:04:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/39</guid>
</item>
<item>
<title>پست ۳۵</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/38</link>
<description>دیروز خردکن و میز اتو هم خریدیم ماکروویو نشد بخرم، خیلی توی تصمیم گیری وسواس دارم و نمیتونم تنهایی تصمیم بگیرم و این خیلی بده دارم سعی میکنم روزهام رو با حس خوب بیشتری بگذرونم، دقت کردم من هرچی لازم باشه واسه خوشبختی دارم ولی چرا خوشبخت نیستم؟ شاید چون بلد نیستم کتاب &quot;حقایق سرد و سخت درباره کسب و کار، پول و زندگی&quot; رو شروع کردم ولی تا اینجا ازش خیلی راضی نیستم</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2026 06:36:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/38</guid>
</item>
<item>
<title>پست ۳۴</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/37</link>
<description>صد خط نوشته بودم بخاطر قطعی و وصلی فیلتر شکن پرید:/ یه کتاب دیگه شروع کردم به اسم &quot;مغز&quot; از مایکل اوشی امروز اولین جلسه ماساژمم رفتم، به قول دیروزم عمل کردم، امروز صبح زنگ زدم واسه ماساژ، واسه امشب بهم وقت داد و منم رفتم، تجربه جالب و آرام بخشی بود، بعدش خیلی آرومتر راه میرفتم و دنیا آروم شده بود رفته بودم اترس، یه ساعت ماساژ مشتی ریلکسی، با اینکه خوب بود ولی شاید یه ماه دیگه حدودا بخوام برم یه جای دیگه رو هم امتحان کنم واسه تدریس فیزیک نشد زنگ بزنم، وسط</description>
<pubDate>Sat, 15 Aug 2026 18:28:38 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/37</guid>
</item>
<item>
<title>پست ۳۳</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/36</link>
<description>کتاب &quot;آچار علم&quot; هم تموم شد یه کتابی رو توی فیدیبو شروع کردم &quot;راز جذب پول در ایران&quot; گفتم بدون قضاوت یه دور بخونمش مامان بابا ديروز دعوا کردن و بچم حمید ناامن شد یوقتایی دقت کردم حواسم نیست و دندونامو بهم فشار میدم راستی دارم خمیر دندون ضدحساسیت میزنم و دیگه دندونم حین خوردن شکلات تیر نمیکشه (البته که دیگه خیلیم شکلات نمیخورم) تصمیم گرفتم یه روز ماساژ بگیرم فردا هم دوباره زنگ میزنم مدرسه مون و شماره دبیر فیزیک جدیدش رو میگیرم و واسه حل تمرینی بهش پیام میدم</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2026 20:36:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/36</guid>
</item>
<item>
<title>پست ۳۲</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/35</link>
<description>دیشب واسه حمید سوپرایز تولد گرفتیم توی زی کلاب با اینکه خودش میدونست ولی خیلی خوشحال شد و تشکر میکرد (بچم خیلی دوست داشت براش سوپرایز بگیرن) امروز کتاب &quot;فضیلت کناره گرفتن&quot; رو تموم کردم، یکم ثقیل بود به رایتل زنگ زدم، گفتن ضعیف بودن نتت ربطی به ترابرد نداره، احتمالا تازگی وی پی ان جدیدی نریختی؟ گفتم ای‌ی‌ی‌ی‌ی دل غااااافل.... کار همین وی پی ان جدیداس که حرف هم پشتشون زیاده و معلوم نیست مال کین رفتم وی پی ان هارو force stop کردم و اوکی شد، دهن سرویسا دارم</description>
<pubDate>Tue, 11 Aug 2026 08:50:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/35</guid>
</item>
<item>
<title>پست ۳۱</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/34</link>
<description>دیشب عموم اینا مهمونمون بودن امروز با مامان رفتیم صبحونه امشب میخوام حمید رو سوپرایز کنم ولی خودش خبر داره:) تنها کسی که خبر نداره بقیه‌ان:) سارا عمل کرده تازگی، واسه همین اونا نمیتونن بیان دیشب کلاس دوتار بد زدم، بعد متوجه شدم استادم اونقدری که من با خودم سختگیرم، سختگیر نیست، داشتم میگفتم خوش بحالش، احتمالا یه دلیل موفقیتش هم همین گفتگوی درونی مهربانش با خودش باشه این روزا گاهی طرحواره هام خیلی میاد بالا (خصوصا نقص و شرم، آسیب پذیری، شکست و گاهی هم</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2026 10:26:10 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
<item>
<title>پست ۳۰</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/33</link>
<description>واسه حمید مرغ درآوردم این هفته چهارشنبه پنجشنبه تعطیله، دستیارم رفته مسافرت، منم سعی کردم خیلی گشاد گشاد مشتری وقت بدم، اگرچه برام سخت بود نه گفتن به بقیه (میترسم دیگه برن از پیشم) با این حال دوتا از مشتریام کنسل کردن امروز رو و فقط فریبا میاد، ساعت ۳ فریبا چند روز پیشا مادرش رو از دست داد و خیلی ناراحته بعدش هم با حمید میخوایم بریم وسایل خونه بخریم، احتمالا جاروبرقی و خردکن اینا امروز بگیریم دیشب تو خوابم سپهر خلسه رو دیدم:* ماشینش پراید بود بنده خدا، تو</description>
<pubDate>Sat, 08 Aug 2026 08:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title>پست ۲۹</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/32</link>
<description>دارم کتاب &quot;فضیلت کناره گرفتن&quot; رو میخونم، یکم کتاب ثقیلیه جلسات تراپیم رو هفته پیش کردم یک جلسه در هفته (تا قبلش دو جلسه در هفته بود)و یکم حس دلتنگی و غم دارم، حسی مشابه برک آپ کردن امروز صبح با صالی رفتیم بیرون صبحونه خوردیم تو سجاد، خیلی جای شیکی نبود برخلاف محله‌اش، ولی املتش خوشمزه بود صالی چند روز دیگه قراره یه نفر رو ببینه که ببینه از هم خوششون میاد یا نه، که اگه اومد بعد خانواده ها همو ببینن.</description>
<pubDate>Sat, 08 Aug 2026 08:32:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title>پست ۲۸</title>
<link>https://supermind.blogfa.com/post/31</link>
<description>سلام و درووود، چرز! این اولین پستیه که از توی گوشیم میذارم (ایموجی چشم قلبی)</description>
<pubDate>Fri, 07 Aug 2026 20:03:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>supermind</dc:creator>
<guid>supermind.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
</channel>
</rss>
